نمیدونم دلمه دوست دارین یا نه، از دیشب که قرار بود امروز ظهر مامان برای ناهار دلمه بپزه، تو فکر بودم که کاش بتونم هر چقدر دلم میخواد بخورم خیلی ناامید بودم، چون میترسیدم که باز حالم بد بشه.موقع ناهار که شد یکی دوتا که خوردم، دیدم باز هم میتونم بخورم! وای چقدر خوب……….. تونستم مثل همیشه غذا بخورم! خدا رو شکر.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
ناشناس نوشته :
سلام الههجان
نمیدونم چته ولی هر چی که هست امیدوارم زودتر حالت خوب بشه. راستی قلم روونی داری بیشتر بنویس.
۱۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۷:۳۲